:|

خرید بک لینک
عصبانی ام،ناراحتم،هنوز نرفته هم انقدر دلتنگم که بیاین راجع بهش صحبت نکنیم. چرا عصبانیم؟ نتایج کنکور اومده،پسر همکار مامانم با رتبه شصت و نه هزار ریاضی،با سهمیه پنج درصد جبهه رفتن باباش،متالورژی یزد قبول شده. پسر عموم با سهمیه هیئت علمی باباش،از یه وضع اسف باری منتقل شده به مهندسی نرم افزار شریف. دوستم،که دوساله جونشو گذاشته سر درسش،چون هیچ کدوم از این سهمیه ها رو نداره،رادیولوژی یزد. کاش میدونستی :|...

ما را در سایت :| دنبال می‌کنید

برچسب: پدر,ما,حاصل, نویسنده: بازدید: 289 تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 12:37

به جان خودم میخواستم زودتر از اینا پست بذارم [از خودش شرم میکند] :دی خب یه هفتهی اخیر رو سفر بودم.کجا؟همون جایی که هر یزدی اصیل سالی یه بار باید بره،مشهد!جای شما سبز و خرم.اولش قرار بود با مامان بزرگ و بابابزرگ بریم،ولیکن چون مامان بزرگ باید با هواپیما میاومد و حتما باید مامانم همراهش می بود و در اون صورت ما باید با بابا جاده ای میرفتیم،دیگه بیخیال قضیه شدیم و قرار شد مثل هر سال،خودمون با ماشی :|...

ما را در سایت :| دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 15:24

صفحه بندی